دخمل لپوی مامان
سلام نی نی قشنگم
دیروز مامانی حالش بد شد رفتیم دکتر
دکتر گفت سونو که نوشتم رفتی گفتم نه گفت الان برو تا برسی اونجا یه کمپوت گلابی بگیر و بخور
رفتیم سونو با بابایی
وای چه دکتر مهربونی بود همه چی رو توضیح داد به شما هم هی میگفت چه دختر خانمی
وای فسقلی مامان دکتر گفت شما لپ داری بعد به بابایی گفت دخترت شبیه مامانشه
دیگه من زدم زیر گریه دکتره گفت این چشماش این دستاش این شکم توپولوش ماشاله
بعد گفت شما ماشاله هزار ماشاله ٢٧٠٠ هستی
وای خدایا این لذت و به همه بده خیلی حس خوبه
پریناز یه چند تا از خاله هات دوست دارن مامان بشن واسشون دعا کن که زودی مامان بشن
به امید خدا
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دخمل لپوی مامان
