پریناز پریناز ، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 5 روز سن داره

نی نی قشنگممممممممممم

طاقت خوندن این متن عاشقانه و غمگین رو داری؟؟

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید… چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..! دختر نامه رو برداشت....
13 مهر 1391

سه ماهگیت مبارک

سلام نی نی قشنگم امروز شما سه ماهت تموم شد و وارد ٤ ماه میشی . ماشاله انقدر هم شیطون شدی که خدا میدونه همش دوست داری شیطونی کنی . من و بابا هم که هلاک شما هستیم . ولی خیلی زود داره میگذره. میخوایم بریم آتلیه آخه بابا میگه یه عکس سه در چهار پریناز و میخوام منم از خدا خواسته گفتم باشه بریمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم راستی صاحبخونه محترم هم اجاره خونه رو از ١٨٠ کرده ٤٥٠ . یعنی ٢٠ میلیون ٤٥٠ هزار تومنننننننننننننن منم از خدامه که از اینجا بلند بشیممممممممممممممممممممممممممممممممم شاید بریم کرج
11 مهر 1391

اگه از زندگی دلتنگی این متن را بخوان

خدا قول نداده آسمون هميشه آبی باشه و باغ ها پوشيده از گل قول نداده زندگی هميشه به كامت باشه خدا روزهای بی غصه و شادی های بدون غم و سلامت بدون درد رو هم قول نداده خدا ساحل بی طوفان، آفتاب بی بارون و خنده های هميشگی رو قول نداده خدا قول نداده که تو رنج و وسوسه و اندوه رو تجربه نكنی خدا جاده های آسون و هموار، سفرهای بی معطلی رو قول نداده قول نداده کوه ها بدون صخره باشن و شيب نداشته باشن رود خونه ها گل آلود و عميق نباشن قول داده ؟ ولی خدا رسيدن يه روز خوب رو قول داده خدا روزی روزانه ، استراحت بعد از هركار سخت و کمک تو كارها و عشق جاودان رو قول داده . عجب روزی می شه اون روز پس ناملايمات زندگی رو شکر بگو و فقط از خودش کمک بگير که او...
4 مهر 1391

روزت مبارک

سلام نی نی قشنگم ببخشید ناز مامان یادم رفت روزت و بهت تبریک بگم عزیز دلم گل نازم روزت مبارک روز دختر بر همه دختر گلا مبارک خاله عاشق همتونه یادش بخیر روز دختر سال ٨٨ من از بابای عزیرم سیم کارت همراه اول  کادو گرفتم(البته خط داشتم ولی چون تازه با بابایی عقد کرده بودم گفتن نمیخوایم با دوستای دوران مجردیت در ارتباط باشی ) و کل خانواده بابایی بهم خندیدن که تو نباید دیگه از بابات واسه یه همچین روزی کادو بگیری ............................ بازم شرمنده نمیتونم به همتون سر بزنم  
31 شهريور 1391

احوالات ما

  سلام نی نی قشنگم ببخشید بازم دیر اومدم   این چند وقته یه کم سرمون شلوغ بود   مهمونی و عروسی و سالگرد عقد من و بابایی بود   خوب اول از مهمونی شروع میکنم .عزیز (مامان بابا) عروس پاگشا کرده بود و من هم اصلا نرفتیم کمک جمعه بود   تولد بابایی هم بود البته اصلش 25 مهر هست ولی براش زودتر شناسنامه گرفتن ما هم کادو واسش پیراهن و شلوار گرفتیم . بعد بابایی هم واسه عروسی ما رو برد خرید و یه لباس خوشگل گرفت   خاله نازی (خاله مامان ) واست از ایتالیا یه کاپشن خوشگل اورد   دوشنبه هم رفتیم عروسی خیلی خوش گذشت .شما هم توی عروسی تا آهنگ میذاشتن کلی دست و پا میزدی   عروس اومد پیشت کلی واس...
30 شهريور 1391

عکس

این کار دست منه که واسه کادو بردیم (البته عطر هم خریدیم ) این واسه خونشون بود داریم میریم خونه زن دایی . پریناز خانم تازگی غریبی هم میکنه این دو تا عکس و بابایی توی چراغ قرمز از شما گرفته بالاخره دخملم توی مهمونی (مو نداره واسش گل سر بزنم ) ...
17 شهريور 1391